عارفانه هاي الي
ميروم ............
آنگاه كه غروركسي راله ميكني آنگاه كه كاخ آرزوهاي كسي راويران ميكني..... آنگاه كه شمع اميدكسي را خاموش ميكني... آنگاه كه بنده اي راناديده مي انگاري... آنگاه كه حتي گوش ت را ميبندي تا صداي خردشدن غرورش رانشنوي... آنگاه كه خداراميبيني وبنده ي خداراناديده مي انگاري؟ ميخواهم بدانم دستانت رابه سوي كدام آسمان دراز ميكني تابراي خوشبختي خودت دعا كني؟؟؟؟
نظرات شما عزیزان:
|
About
بهاردرراه است اما من هنوزتوي پاييز اسيرم ميون خش خش برگهايي كه غرورمو باهاش دفن كردم......... دلم تنها جاييه كه نميخوام گردوغبارش پاك بشه... گردوغباري كه ازعبورتوبجا مونده هرچي از نظر خودم قشنگ باشه ميذارم.......... Archivesمرداد 1392تير 1392 خرداد 1392 ارديبهشت 1392 فروردين 1392 AuthorseliLinks
همسرم........
LinkDump
حواله یوان به چین |